
انشا عید نوروز
انشا عید نوروز
بوی خاصی به مشام می رسد، به نظر می آید که این بوی بسیار لذت بخش و هیجان آور از رسیدن بهار و عید نوروز است. نغمه و آواز پرندگان خوش صدایی به گوش می رسد که با هیجان و اشتیاق فراوان رسیدن عید نوروز را ندا می دهند.
به نظر می رسد که شهر لباس بسیار زیبایی به تن کرده است و آماده فرا رسیدن روز هایی با خاطرات بسیار زیبا ، شیرین و دلپذیر شده است. گل ها با باز کردن چهره ی خود به سمت آفتاب لبخند می زنند و باد شکوفه ها ی تازه به دنیا آمده را با دست خود نوازش می کند.
پروانه ها از شدت شادی خود، دیوانه وار به دور گل های نیلوفر و لاله می چرخند و بلبل ها آواز شادی را سر می دهند و گل های زیبا همراه با وزش باد به حرکت در می آیند و خود را در شادی همه موجودات شریک می سازند.
انسان ها در روش زندگی خود تجدید نظر می کنند، خانه خود را نو سازی می کنند؛ و خود را از نو می سازند و از تجربیات سال های قبل برای ادامه زندگی شان استفاده می کنند.
آنها در لباس هایی نو به ادامه زندگی و رقم زدن خاطرات جدیدی می پردازند و دوباره روز هایی بسیار شاد و بسیار غمگین در راه است ولی با شدت می گذرد همانند روز های قبل که تندتر از باد سپری شد.